بیوگرافی فرهاد بابایی متولد نهم شهریورماه 1356 در محله نظام‌آباد تهران است. تحصیلات او دیپلم گرافیک است و تا مدت‌ها قبل از شروع به نویسندگی نقاشی رنگ‌و‌روغن می‌کرد. از اواسط دهه‌ی هفتاد به‌صورت جدی مطالعه‌ی ادبیات داستانی و نوشتن را آغاز کرد. اولین حضور او در جمع جدی ادبی، برمی‌گردد به سال 1382 که با ماهنامه‌ی ادبی کارنامه آشنا شد. او در کارگاه داستانخوانی این ماهنامه که زیر نظر محمد محمدعلی (رمان نویس) اداره می‌شد، این اقبال را به‌دست آورد تا بعضی از داستان‌های کوتاهش را جمع‌خوانی کند و به‌صورت جدی‌تری به نوشتن داستان کوتاه ادامه بدهد. اولین کتاب او که متشکل از 13 داستان کوتاه است به‌نام «پدرعزراییل» در سال 1384 توسط نشر بن‌گاه منتشر شد. مضمون بیشتر داستان‌های این مجموعه درباره‌ی ارتباط آدم‌ها و زوج‌هایی از طبقه‌ی متوسط رو به پایین جامعه است که در موقعیت‌های عجیب و نامتعارفی در طول زندگی روزمره قرار می‌گیرند. در سال 1385 اولین داستان بلندش را به نام «نوروز» به پایان رساند. داستانی درباره‌ی دنیای مرموز و دهشتناک یک مادر و پسر سالخورده. به دلیل سانسور زیاد از سوی اداره ارشاد اسلامی، ناشر این کتاب نتوانست آن را منتشر کند. او در سال 1387 کار نوشتن اولین رمانش را به اسم «برج» به اتمام رساند. یک رمان با درونمایه‌ی زندگی آپارتمانی و روابط شخصی همراه با شک و تردید که روایت ورود یک زوج جوان به یک برج مسکونی است که وقایع غیر منتظره‌ای برایشان رقم می‌خورد. این رمان نیز بعد از یک سال که تحت اختیار اداره ارشاد اسلامی بود، شامل حذف بسیاری از قسمت‌های داستان و حجم بالایی از سانسور شد. او از پذیرفتن اعمال سانسور بر رمانش خودداری کرد و از چاپ رمان منصرف شد. در سال 1388 نوشتن رمان پارازیت (بزرگ‌بابای آنتن‌دار) را به پایان رساند. یک رمان کوتاه درباره‌ی جنگ ایران و عراق. ساختار گروتسک این رمان مرور خاطرات پسربچه ای است که همراه خانواده‌اش زیر بمباران کشته شده‌اند و همچنان از درون قبر شاهد وقایع بیرونی و گذر زمان هستند. این رمان به فاصله سه ماه بعد از تحویل ناشر کتاب به اداره ارشاد اسلامی، غیر قابل چاپ اعلام شد و اجازه‌‌ی انتشار پیدا نکرد. «دیوکده» نام رمان دیگری است که فرهاد بابایی نوشتن آن را در سال 1389 به پایان رساند. این رمان مضمونی با رنگ و لعاب اجتماعی - سیاسی زمان خود داشت که تمامی وقایعش در یک هفته اتفاق می‌افتد. روایتی درباره‌ی گروهی از دختران و پسران نوجوان مدرسه‌ای که معلم‌های آن به دلیل پرداخت نشدن حقوق‌شان در خیابان تجمع کرده‌اند و یکی‌یکی در حال دستگیر شدن توسط نیروهای پلیس امنیت هستند. رمان «پدرپشه» کتاب بعدی فرهاد بابایی است که در سال 1393 ویرایش نهایی آن را به اتمام رساند. این رمان درباره‌ی روابط جنسی و باورها و رسومات مذهبی عده‌ای از مردم در یک روستای اطراف تهران است. او در این کتاب به ارائه‌ی داستانی می‌پردازد که تناقض بین اعتقادات مذهبی مردم و سوء‌رفتارهای آنها را نشان می‌دهد. روایت دروغ و ریاکاری برخی از آدم‌های مذهبی که با داشتن سوابق گوناگونی از روابط جنسی با یک دختر و نیز خیانت به همسرانشان، تلاش می‌کنند با شرکت در مراسم مذهبی و عزاداری همه چیز را فراموش کنند و به خود تقدس ببخشند. این رمان به دلیل فشار بیش از حد سانسور دولتی در زمان خود، مورد پذیرش هیچ ناشری قرار نگرفت. در همین سال او نوشتن رمان دیگری را به اسم «جناب آقای شاهپور گرایلی همراه خانواده» بعد از دو سال به پایان رساند. یک رمان طنز تلخ اجتماعی درباره خانواده‌ای که درگیر مشکلات مالی و معیشتی زیادی هستند و قرار است بر سر یکی از افراد خانواده معامله‌ای انجام بدهند. سرانجام این رمان موفق شد جواز انتشار بگیرد. رمان ظرف شش ماه به چاپ دوم رسید و عکس‌العمل منتقدین ادبی و مخاطبین به آن نسبتاً خوب و مثبت بود. هر چند بعد از چاپ مجدد، دیگر اجازه انتشار نیافت و جواز نشر این رمان توسط اداره ارشاد اسلامی باطل شد و از نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز جمع‌آوری شد. در سال 1396 فرهاد بابایی نوشتن دومین مجموعه داستانش «کیفیت نیما» را به پایان می رساند که متشکل از 10 داستان کوتاه است. رمان‌های «شرط بهرام برای ناهید» و «دیوارنویسی» دو رمان دیگر او هستند که نوشتنشان به پایان رسیده و منتشر نشده‌اند. به موازات کار ادبی خود، او بین سال های 1384 تا 1392 در انتشارات بن‌گاه مشغول کار بود و در آنجا مسوولیت ویرایش و طراحی گرافیک کتاب‌ها را بر عهده داشت. او در این سال‌ها همچنین ویراستار بعضی از کتاب‌های مجسمه‌ساز ایرانی پرویز تناولی بوده است. در سال‌هایی که کتاب های او پی‌در‌پی ممنوع‌الچاپ می‌شدند، فرهاد بابایی موفق می‌شود تا بعضی از آنها (پارازیت، دیوکده و پدرپشه) را توسط یک ناشر انگلیسی- ایرانی به اسم H&S Media در لندن به چاپ برساند. همچنین نسخه صوتی رمان پارازیت و همزمان نسخه های الکترونیکی دو رمان دیگر او در همین سال‌ها در لندن منتشر شد. با وجود محدودیت‌های زیاد در انتشار کتاب‌های فرهاد بابایی و وضعیت دشوار نشر کتاب در کشورش، او همچنان اصرار بر نشر کتاب‌هایش بدون نظارت اداره ارشاد اسلامی دارد و از پذیرفتن سانسور کتاب‌هایش خودداری کرده است. او همچنان ترجیح می‌دهد تا کتاب‌هایش سالم و صحیح چاپ شوند. عکس: حمید جانی پور

>